تبليغاتX
Hachi & Nobu
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

اینجا خیلی تاریکه ...  من خیلی سردمه ... دیگه کینه ای وجود نداره ... هیچ اشکی وجود نداره ... هیچ زمانی برای من وجود نداره ... این خیلی ناراحت کننده ست ... این خیلی تلخه ...  در سکوت ... در تاریکی ... در روشنایی ... هر طور خواستی من رو رقصوندی و به بازی گرفتی ... وقتی نور خورشید به اتاق من وارد بشه ...  وقت گریه و افسوس و پشیمونی شروع میشه ...  دیگه خسته شدم ... دیگه نمی خوام من رو به بازیی بگیری و برقصونی ... دیگه نمی خوام شب و روز اشک بریزم و حسرت بخورم ... دیگه نمی خوام نقش بازی کنم ... دیگه نمی خوام از درون خون گریه کنم و لبخند بزنم ... دیگه نمی خوام ... امشب چه شبه قشنگیه ...  من ماه نقره ای رو خیلی دوست دارم ...  اما هیچ وقت سایه ها نمیذارن اون رو ببینم ... من از سایه ها میترسم ...  سایه ها همیشه من رو احاطه میکنن ... یادته اولین باری که همدیگه رو دیدیم ... زیر نور ماه بودیم ...  چقدر احمق بودم که فکر میکردم تو میتونی لبخند و شادی رو که خیلی وقت فراموش کردم به لبای من برگردونی ... اما نمیدونستم تو بیشتر درد و رنج من رو زیاد میکنی ... فکر میکردم تو فرشته ی کوچولو منی ... وقتی من رو بوسیدی فکر میکردم این رنگی از عشقه ... اما نمیدونستم این رنگی از انتقامه ... وقتی به اون وقتا فکر میکنم قلبم درد میگیره ... گریم میگیره ... من احساس تنهایی میکنم ... من گمشده ام ... من نمیدونم کجام ... کجا باید برم ... چیکار باید بکنم ... هیچ کس نیست که به من راه رو نشون بده ... هیچ کس به من راست نمیگه ...  هیچ کس نیست از من محافظت کنه ...  خسته شدم ... خسته شدم از این چیزی که شما میخواین باشم ... احساس میکنم دیگه هیچ اختیاری ندارم ... دیگه هیچ حس قشنگی ندارم ... خیلی خسته شدم ... بیشتر از اونی که فکرشو بکنین ... خستم ... خسته .....

 

××× امروز رمان آرام رو براتون گذاشتم امیدوارم لذت ببرید. ×××

××× این رومان رو از وبلاگ عاشقان رمان گرفتم ×××

××× دست نویسنده این وبلاگ پانته آ جون هم درد نکنه که همیشه زحمت میکشه و رمان های قشنگی توی وبلاگش میذاره ... من این رمان رو خوندم و چون خیلی ازش خوشم اومد براتون گذاشتم که شما هم بخونیدش ×××

رمان آرام ××× قسمت اول

رمان آرام ××× قسمت دوم

رمان آرام ××× قسمت سوم

رمان آرام ××× قسمت چهارم

رمان آرام ××× قسمت پنجم

رمان آرام ××× قسمت ششم

رمان آرام ××× قسمت هفتم

 منبع     

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 23:17 توسط ملیـکا |

Home
Email
Night Skin